مقایسه ی کوروش بزرگ هخامنشی با دیگر پادشاهان
در گفتارهای پیشین (مراجعه شود به آرشیو کوروش کبیر ) ؛ درباره ی عدالت و آزادیخواهی کوروش بزرگ هخامنشی گفتیم ، و نظر و قضاوت دیگر محققان و مورخان جهان همچون هرودت (پدر تاریخ ) ، گزنفون ، ریچاردن فرای و.... را درباره ی وی مطالعه کردیم.گفتیم که از نظر برخی از علماء ذوالقرنین قرآن همان کوروش است و یهودیان وی را مسیح و ناجی خود می نامیدند. درباره ی فتح بابل نیز کم و بیش در حد توان و علم گفتیم.
گفتیم که کوروش مهربان و بفکر رعایا و زیر دستان بود و برای رفاه آنان می کو.شید و برای حراست از آزادی مردم تلاش می کرد.
برای اینکه خوانندگان عزیز در این مقاله هر چه بهتر بتوانند کوروش کبیر را درک نمایند ، چند نمونه از رفتار پادشاهان قدیم (جهان باستان ) را برای شما بازگو می کنیم.
1 - مانیشتوسو ، موسس سلسله ی اکد در 2800 سال ق . م .پادشاه عیلام را به اسارت برد و مملکت او را به کلی غارت نمود.
2 _ در سال ، 2280 ق. م .کودرنان خوندی ، شهر اور ، پایتخت سومر را غارت کرد و سلسله ی پادشاهی شان را برانداخت و مجسمه ربه النوع ارخ ، را به عیلام برد.
3- شوتروک ناخون تا ، پادشاه عیلام ، در سال 1990 ق. م . در زمان حکومت کاسیها ، شهر بابل را غارت کرد و تمام اشیاء گرانبهای آنجا را به شوش برد.
4- آشوری ها ، پس از جنگ و خونریزی و غارت ، ساختمانها و آثار را نیز از بین می بردند.
از قساوت و شقاوت ، آشور نازیربال ، می نویسند که حتی به اطفال ، اسرا ، اعم از پسر یا دختر رحم ننموده و آنها را زنده زنده در آتش می انداخت.
5- تکات فالازار اول (1116-1090)، تنها به خراب کردن و سوزاندن شهرها و معابد اکتفا نمی نمود بلکه دوست داشت سر اسرا را در حالی که اسلحه به دست دارند ، ببرد و از سرهای بریده آنها تل هایی بسازد.
6-توکولتی نیورتای دوم (890تا 884 قبل از میلاد ) طبق کتیبه هایی که از او به جا مانده است مغلوبین را زنده زنده پوست می کند و پوستشان را از کاه پر می نمود و بر دیوار شهر می آویخت یا آنها را زنده زنده لای دیوار می گذاشت
7-اسار هاردون ، آشوریهای یاغی را به دست خود گوش و بینی می برید.
گفتار پایانی:
اگر چه چنین رفتارهای وحشیانه ای هم اکنون در گوشه هایی از دنیا یافت می شود اما امروزه با جهان باستان یک تفاوت وجود دارد که آزادیخواهان آنزمان که با اینگونه رفتارها مبارزه می کنند بسیار کم بودند.و این کشتارها در زمان کوروش بزرگ ارزش قلمداد می شد.پادشاهی یعنی کشتن و سوزاندن و غارت کردن.کوروش بر خلاف جو حاکم حرکت کرد و بعبارتی بر خلاف جریان آب شروع به شنا کردن نمود.کوروش را می توان یک دگراندیش و یک روشنفکر خبره در زمان خودش و دیگر زمانها نامید.
نظرات شما عزیزان: